تبليغاتX
عشق من،با من بمان،تا اخرین لحظات

عشق من،با من بمان،تا اخرین لحظات

دوستی ها،تنهایی ها و اخرش هم جدایی ها

روزي هنگام سحرگاهان خدا سپيده دم از نزديکي گل سرخي مي گذشت. سه قطره آب بر روي برگ گل مشاهده نمود که او را صدا کردند

- چه مي گوييد اي قطرات درخشان؟

- مي خواهيم در ميان نا حاکم شوي.

- مطلب چيست؟

ما سه قطره هستيم که هر يک از هر جا آمده ايم و مي خواهيم بدانيم کدام بهترينيم.

- اول تو خود را معرفي کن.

- اولي گفت : من از ابر فرود آمده ام.من دختر دريا و نماينده اقيانوس مواجم.

دومي گفت

- من شبنم بامدادم . مرا آرايشگر صبح و زينت بخش گلها مي نامند.

خداي سيپده دم از سومي پرسيد تو کيستي دخترکم ؟

- من چيزي نيستم . من از چشم دختري افتاده ام . نخستين بار تبسمي بودم ، مدتي دوستي نام داشتم ، اکنون اشک ناميده مي شوم.

دو قطره اولي از شنيدن اين سخنان خنديدند اما خداي سپيده دم قطره سومي را به دست گرفت و گفت :

- هان ! به خود بازآييد و خود ستايي ننماييد . اين از شما پاکيزه تر و گران بها تر است.

- اولي گفت من دختر دريا هستم.

- دومي گفت من دختر آسمانم.

- خداي سپيده دم گفت : چنين است اما اين بخار لطيفي است که از قلب بر خاسته و از مجراي ديده فرود آمده است!

اين بگفت و قطره ي اشک را مکيد و از نظر غايب گشت

نگاه به چشمهاي آرام و خسته من نکن، اين چشم يک دنيا اشک در آن است! نگاه به چهره پريشان من نکن، اين چهره، عاشق چهره توست! دوستت دارم چون که تو اولين و آخرين معشوق من هستي! دوستت دارم چون زماني که دفتر عشق را مي گشايي و ميخواني با خواندن نوشته هايم اشک از چشمانت سرازير مي شود. دوستت دارم چون از زندگي و دنيا گذشته‌اي تا با من بماني.

ميرسد روزي که بي من روزها را سرکني،

 مي رسد روزي که مرگ عشق را باور کنی،

 مي رسد روزي که تنها در کنار عکس من،

 نامه هاي کهنه ام را مو به مو از بر کني.............

به جرم اينکه خيلي ساده بودم،

به زندان دلت افتاده بودم،

 اگر چه حکم چشمانت ابد بود،

براي مرگ هم آماده بودم ..................

راز من … عشق من….. از چشم ترم زود مرو… صد جانم به فدايت ز برم زود مرو نکنم شکوه که دير آمدي در بر من لااقل دير آمدي به سرم زود مرو بنشين يک دم واز چشم ترم زودمرو اي شکسته تو شکستي مويه کردي …. گريه کردي … از ته دل غصه خوردي . من با هاتم . خاک پاتم . تو صداتم تو صداتم من رفيق گريه هاتم عشق در تو… شور در تو.. بي تو من جايي ندارم… بي تو فردايي ندارم من باهاتم … مثله بارون تو چشاتم مثله غصه تو صداتم… چون پرنده در هواتم عشق در تو شور در تو بي تو من هيچ….

 

 

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟…. گفت آغازش سراسر بندگيست…. گفتمش پايان آن را هم بگو…. گفت پايان همه شرمندگيست…. گفتمش درمان دردم را بگو…. گفت درماني ندارد بي دواست…. گفتمش يک اندکي تسکين آن…. گفت تسکينش همه سوز …. فنا ست نيکوست

 

وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچکم اين را پرسيد من به او خنديدم کمي آزرده و حيرت زده گفت: روي ديوار و درختان ديدم باز هم خنديدم گفت ديروز خودم ديدم مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد آنقدر خنده بَرَم داشت که طفلک ترسيد ، بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم بعدها وقتي غم سقف کوتاه دلت را خم کرد بي گمان مي فهمي? وارونه چه معنا دارد ........

امیدوارم از این مطالب خوشتون اومده باشه

...................

برای دیدن عکسهای دیگر به ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 12:31 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

...................

فرق دوست داشتن با عشق:::

چه فرقيه بين اون کسي که دوستش داري با اون کسي که عاشقشي

اگه تو چشماي کسي که عاشقشي نگاه کني خجالت ميکشي و صورتت سرخ ميشه

ولي اگه تو  چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني لبخند ميزني

******************************************

وقتي با کسي که عاشقشي هستي نميتوني هر چي تو دلت هست به زبون بياري..

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي ..اين کارو ميتوني بکني…

********************************************

وقتي با کسي که عاشقشي هستي معمولا تو رفتارت راحت نيستي و خجالت ميکشي

ولي وقتي با کسي که دوستش داري هستي…

تو خودت هستي و هر کاري دوست داري ميکني

*********************************************

تو نميتوني به طور مستقيم تو چشماي اوني که عاشقشي نگاه کني

ولي تو ميتوني هميشه با لبخند و مستقيم تو چشماي کسي که دوستش داري نيگاه کني

*********************************************

وقتي کسي که عاشقشي گريه ميکنه تو هم به همراه او اشک ميريزي

ولي وقتي کسي که دوستش داري گريه ميکنه تو فقط تسکينش ميدي…

*********************************************

وقتي با کسي که عاشقشي روبرو ميشي.. قلبت تندتر ميزنه

ولي وقتي با کسي که دوستش داري روبرو ميشي فقط خوشحال ميشي..

********************************************

وقتي با کسي که  عاشقشي… هستي زمستون پيش چشمات مث بهاره

ولي وقتي با کسي که  دوستش داري هستي ..زمستون فقط زيباست ..همين

 

 

برای دیدن عکس ها ی دیگر

ادامه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 5:32 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم / چه بگویم که غم از دل برود چون تو نیایی

 

به اندازه ی گریه ی گنجشک دوستت دارم

شاید این دوست داشتن کم به نظر برسه

ولی یک چیزو میدونی: گنجشکا وقتی گریه میکنند میمیرن.!!!!!!

 

عشق چیست؟

۳ ثانیه نگاه،۳ دقیقه خنده،

۳ ساعت صفا،۳ روز اشنایی،

۳ هفته وفاداری،۳ ماه بیقراری، ۳ سال انتظار

۳۰ سال پشیمانی!!!!

سکوتم: صدای تو، هوایم: هوای تو ،دلتنگم برای تو

تنهایم :به یاد تو ،زندگیم ،ادای تو

دنیا ۳ اصل دارد:

۱-خاطرات ۲-غم ۳-عشق

با اولی زندگی کن ، دومی را به خاطر سومی تحمل کن

برات یک بوس فرستادم

بدو برو بگیرش ،با طعم لیمو شیرینه

میترسم تلخ بشه (این یکی با همه یک کوچولو فرق داشت)

Click to view full size image


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 6:55 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

باید باشیم...

 

از یک نی نی میپرسن:عشق یعنی چی؟

میگه: عخش (عشق ) یهنی (یعنی ) بزالی (بزاری) اونم از تفکت (پفکت)

بخوله(بخوره) اما فقط تو تا (دو تا ) دونه ...!!!!

زندگی کن و لبخند بزن به خاطر اونایی که به لبخندت زندگی

میکنند، از نفست اروم میگیرن و با امیدت زنده هستند...

من از بازی ۷ سنگ بدم میاد

میترسم اینقدر سنگ رو سنگ بزاریم

که دیوار سنگی بینمون رو بگیره

بیا لی لی بازی کنیم،تا با هر رفتنی دوباره برگردیم

اگه میدونستی چقدر تنهام،

واسم اشک میریختی اما...

اگه بدونی چقدر اشک میریزم هرگز تنهام نمیگذاشتی...

نمیگم دوست دارم،نمیگم عاشقتم

میگم دیوونتم ، که اگر یک روز ناراحتت کردم

بگی بی خیال دیوونست

میدونی وقتی خدا داشت بدر قه ات میکرد بهت چی گفت؟

گفت: جایی که میری مردمی داره که میشکننت

غصه نخوری، من همه جا باهاتم

تو تنها نیستی . توی وجودت عشق میزارم که بغض کنی

اشک میدم که همراهیت کنه و مرگ..

که بدونی دوباره بر میگردی پیشم

Click to view full size image

برای دیدن عکس های دیگر:

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 7:31 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

من....تو....ولی باز هم بدون هم

 

همیشه وقتی دلتنگ میشدم با یاد تو اروم میشدم

ولی حالا با یاد تو دلتنگ میشم

 

گفتی دور منو خط بکش

کشیدم.............

حالا تو در محاصره ی منی.

من زیر بارون با چشمام یک ارزوی سخت بودم

واسه دوباره دیدنت زندگیمو باخته بودم

یک ارزومو پس بده

یا با دوباره دیدنت به زندگیم نفس بده

 

دو خط موازی هیچ وقت به هم نمیرسند

مگر اینکه یکیشون به خاطر دیگری بشکنه

پس من به خاطر تو میشکنم.!!

شاید کسی برای اینکه شبا خواب تو رو ببینه

پیش خدا التماس کنه

شاید کسی وقتی تو رو میبینه

دستاش یخ کنه،ضربان قلبش تند تند بزنه

مطمئن باش یکی شبا  به خاطر تو در دریایی

از اشک میخوابه ولی تو اونو نمیبینی.!!

Click to view full size image

یکی تنهاست....تنها میمونه

تنهات نمیزاره....تنها یک ارزو داره

و اونم اینه که:تو تنهاش نزاری

برای دیدن عکس های دیگر::

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 7:15 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

.........

به جرم نگاه زیبایت تو را در زندان قلبم محکوم به حبس ابد میکنم

مگر اینکه در دادگاه عشق در حضورعاشقان اعتراف کنی که

دوستم داری.

 یاد ته بهت گفتم خشت دیوار دلتم،

تو هم منو  شکستی اشکال نداره ،اما حالا خاک زیر  پاتم.

 

مهم نیست که دوستم داری یا نه ؟

مهم نیست جوابمو میدی یا نه؟

مهم نیست بهم فکر میکنی یا نه؟

مهم ا ینه که تو مهمی.

دخترک همیشه میگفت:

من برای نجابتت، وفا و زیباییت عاشقت شدم!

پسرک برای روز تولدش ۳ حیوان خانگی خرید!

اسب،سگ،یک پرنده ی زیبا

تا دخترک خواست دلیل این کار پسرک را بپرسد:

پسرک رفنه بود برای همیشه...!!!!!

 

لاک پشت ها وقتی عاشق میشن تحمل درد عاشقی واسشون راحت تره . چون عشقشون آروم آروم  ترکشون میکنه ... ! 

 

 

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                                 

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم

.....................................

برای دیدن عکس های دیگر:

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 6:53 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

شعر

این شعر و شهریار گفته که

 حتما همتون شنیدینش  (برای عشقش......)

من این شعرو خیلی دوست دارم:

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

امدی جانم به فدایت ولی حالا چرا؟             بی وفا حالا که من حالا که من از پا افتاده ام از پا چرا؟

نوش دارویی بهد از مرگ سهراب اومدی          سنگدل ابن زود تر میخواستی ولی حالا چرا؟

عمر مارا مهلت امروزو فردای تو نیست             من که یک امروز مهمان توام فردا چرا؟

نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم                  دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟

وه که با این عمر های کوته بی اعتبار             این همه غافل شدن از چون من شیدا چرا؟

اسمان چو مجمع مشتاقان پریشان میکنی      در شگفتم می نمی پاشد زهم دنیا چرا؟

شهریارا بی حبیب خود نمیکردی سفر              راه مرگ است این یکی بی مونس و تنها چرا؟

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 6:33 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

تقدیم به.....

این نوشته ای که نوشتم تقدیم میکنم

به کسی که خیلی .............

 

 

روز اول که دیدمت فکر نمیکردم یک جایی تو قلبم پیداکنی،

فکر میکردم از اونایی هستی که دریچه ی قلبمو باز میکنی

ولی سریع بیرون میایی،

فکر میکردم هیچ وقت عاشقت نمیشم،

فکر میکردم،برام ارزشی نداری

فکر میکردم............

ولی هر چی فکر کردم،اشتباه بود

عاشقت شدم!!!

ولی نمیدانم چه کنم؟؟؟!!!

نمیدانم خداهمراهیم میکند یا نه؟؟؟

یعنی تنهایم گذاشت؟

نمیتوانم....

نمیتوانم به تو فکر نکنم،

چاره چیست،از چه کسی جز خدایم کمک بخواهم؟

خدایا مرا در این راهی که پیش پایم گذاشتی رها مکن.

از احساسش به خود خبر ندارم.

..................

از او هیچ چیز نمیدانم،........جز نام زیبایش

هیچ حرفی میانمان رد وبدل نمیشود

حتی نگاهی..........(هیچ نگاهی جز نگاه او را دوست ندارم)

...................

من چه کنم؟؟؟؟؟؟با دل خود چه کنم؟

در این راه سخت از کدام راه بروم؟

کدام راه درست است؟

من هیچ چیز نمیدانم....راه رفتنم را نمیدانم

نمیدانم راه از کدام طرف است؟

پس چاره ای ندارم.....چاره ای جز....

چاره ای جز فراموش او ندارم

طاقت رفتن ادامه ی راه را ندارم

پس،فراموشت میکنم..تا بیش از این نابودم نکردی

فراموشت میکنم تا بیش از این در این راه گمم نکردی

ای عشق من،

فراموشت میکنم ........ تا ابد......

                                                                                         عشق اخر.....

 

 

برای دیدن عکس های دیگر

ادمه مطلب:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 6:7 PM  توسط عشق اخر من ...  | 

دلم برای...........

دلم برای کسی تنگ است              

که طلوغ عشق را به من هدیه میدهد                 

کسی که زیبایی کلامش مرا در عشقش غرق میکند

کسی که قلب من برای داشتنش عمر ها صبر میکند

                       

دلم برات اینقدر تنگه که نگو اما چه باید کرد باید ساخت تا روزی که دوباره بتونیم  

 

دستامونو تو دستای  همدیگه بذاریم. ای خدای عاشقا تو رو به عزتت قسم می دم  

 

کمکمون کن تا من و فرشته با همدیگه یه آشیونه بسازیم و تا آخر عمرمون عاشقونه  

 

زندگی کنیم 

سلام هستی من

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره.

وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی.

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه.

 وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته.

وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. 

 

وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته.

 وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند.   

وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است.

ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم

می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست.

ارزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست اوردن توست

 

 

برای دیدن مطالب دیگر لطفا

ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 6:49 PM  توسط عشق اخر من ...  |